محمد اعظم خان ( ناظم جهان )

183

اكسير اعظم ( فارسى )

طعام و بعد طعام ديگر نيز و خصوصاً روز نوبت قبل از نوبت خصوصاً اگر سودا بلغمى باشد و نفع او در هر وقت باشد و واجب است كه در ابتدا و اوائل نضج تا قبول نضج كامل سختى نكنند در استفراغ فضول به چيزى كه گرمى قوى نمايد و نه به چيزى كه خشكى قوى آرد از دوا و از ترك غذا و نه به چيزى كه به اسهال ضعيف كند . و ايضاً نه به چيزى كه در ابتدا از تلطيف تدبير ضعيف نمايد . و بدان كه چون ربع در فصل گرما ابتدا كند بايد كه اولا ماء الشعير سكنجبين بنوشانند تا تفتيح طريق براى درد و فضول نمايد و به سرعت منقضى گردد و اين بعد فراغ نوبت مقدم بسله يا چهار ساعت بايد . و هرگاه ربع در سر ما عارض شود مدرات به كار برند زيرا كه قى و اسهال در آن فصل متعسر مىباشد و براى خوردن اقراص وجهى نيست . و بدانند كه اشياى بارد رطب سهل الانهضام جيد الكيموس موافق اين مرض است از جهت تب و از جهت مضاوت يكى از دو كيفيت سودا كه آن يبوست است پس واجب بود استعمال آنها نيز مثل استعمال اشياى حار رطب هنگامى كه خوف ضرر در نضج نباشد از جهت اطفاى حرارت و خام كردن ماده و به قدرى كه از آن ضرر بنضج نباشد و يا مخلوط سازند بدان چيزى كه تعديل برودت آنها كند و رطوبت آنها كم نكند و آن اشياى معدل برودت حار به اعتدال‌اند و از جمله اشياى بارد يابس احتراز نمايند و اشياى معدل برودت حار به اعتدال‌اند و از جمله اشياى بارد يابس احتراز نمايند و اشياى بارد رطب موافق اين مرض مثل كاسنى است و كاهو و خربزه و شفتالو احياناً و واجب بود اجتناب از امثال اينها يا به سبب شدت برودت و اين در مثل كاهو موجودست و در خربزه شيرين نيست و يا به سبب شدت ادرار مؤدى بتغليظ خون به انفصال مائيت و اين در خربزه موجودست و يا به سبب تهيه جزو مخالط براى عفونت و اين موجودست در شفتالو و بايد كه رعايت امثال اين امور در اشياى بارد رطب كنند . و اما اغذيهء حار به اعتدال به اعتبار زائد در رطوبت بسيار نافع است خصوصاً چون ارادهء تعديل حرارت او هنگام عدم ارادهء استعانت بدان بر انضاج ببارد رطب كنند مثل آميختن انجير بكاسنى و در ابتدا خوف نيست به تناول چيز يكه در آن ملوحت و حرافت و تقطيع باشد اگر خوف سورت حرارت نباشد و اما در آخر مرض از آن چاره نيست و قرص افسنتين تا آخر مرض نافع است . و آنچه به ربع نفع كند نشستن در آب گرم و شيرين قبل از غذا هر روزست و استحمام كه ترطيب كند و عرق نياورد و هيجان حرارت ننمايد و لزوم آرام و سكون و ترك رياضت و حركات بدنى و نفسانى مثل فكر و هم و غم و غضب كنند و جميع حميات سوداوى محتاج بمرطبات بود بعده مختلف باشند در اندازهء احتياج به سوى تبريد يا تسخين به اختلاف خلط محترق و حاجت او به سوى مجففات بنا بر آن باشد كه در آن قوت تقطيع و جلاد اطلاق بود نه به سبب تجفيف كه آن در اينجا بالذات مطلوب نيست و بايد كه رعايت امر معده نمايند به اضمدهء جيدهء مقويه ما بين قوى الحراره و لطيف آن حسب وجوب حال سودا كه بسيار بارد يا حار بحرارت احتراقى باشد و رعايت طحال و كبد و تدبير آن كنند تا صلب نگردد و ورم نكند . و گاهى در تنقيه به قى احتياج به آب ترب و تخم آن مخلوط به سكنجبين افتد و گاهى استعانت كرده مىشود بتقديم خوردن چقندر و نمك و يا ماهى و خردل و مانند آن آنچه جلاد غسل كند قبل آن و گاهى استعانت مىكنند بعد از آن بشرب آب بسيار پس عقب آن به سكنجبين مىنوشند و قى مىكنند و آنچه آن را نفع مىكند تناول آن روز نوبت و قى كردن بر آن و از مضرت سرما و لرزه و حدت تب ايمن مىسازد اين است كه ثوم و عسل بخورند و سكنجبين عسلى بنوشند و از طعام ممتلى شوند پس آب گرم نوشيده قى مىكنند . و هرگاه نوبت منقضى گردد بشب اندك غذا دهند و صبح استحمام نمايند و پنج ساعت قبل از نوبت طعام براى قى بماهى و ترب و شبت بخورند كه اين اكثر نفع مىكند و اگرچه قى نيايد و قى كردن قبل از نوبت براى هر خلطى كه باشد تجفيف نوبت و اقلاع آن مىنمايد . و تدبير جيد اين است كه روز نوبت ترك غذا كنند اگر مانعى از ضعف و غيره نباشد و تا انقضاى نوبت غذا نخورند و روز دوم در حمام داخل شوند اما اگر ماده نضج يافته باشد برسم مقرر حمام نمايند و اگر نضج نشده باشد در حمام تا دير ننشينند سواى ريختن آب گرم بر بدن به مقدارى كه از آن بدن لذت يابد و ترطيب نمايد كمتر از آن‌كه به حد ثوران خلط رسد و در روز سوم استعمال قى كنند براى دفع فضول طعام و براى آن‌كه حمام آن را رقيق كرده و گداخته باشد و با وجود اين براى صواب ربع سزاوار است كه استعمال قى در روز نوبت نيز كند . گيلانى مىنويسد كه آنچه نزد ما به تجارب متواتره صحيح يافته شد اين است كه روز نوبت قبل از آن به پنج ساعت تخمينا امر كنند بتناول قدر صالح از حلواى لذيذ و لا سيما آنچه به مغز بادام شيرين ساخته باشند بعده از اشربهء لذيذه آنچه از آن لذت يابند اگر خواهند بنوشند و دوسه ساعت بر آن صبر كنند بعد از آن آب گرم ساده يا آبى كه در آن چيزى از تخم رب كوفته و از شبت و قدرى عسل و روغن گاو و نمك جوشانيده باشند بنوشند به مقدارى كه از آن شكم پر شود و بعد آن حركت كنند تا آنچه خورده است فرو نشيند